خانه / اخبار / حمایت تمام قد فرزندان نامشروع نهضت آزادی از یکدیگر

حمایت تمام قد فرزندان نامشروع نهضت آزادی از یکدیگر

فرقه صوفیه گنابادیه تا قبل از قطبیت نورعلی تابنده عضو فعال نهضت آزادی، پوسته به ظاهر عرفانی خود را حفظ کرده بود و در جامعه به عنوان یکی از شاخه‌های تصوف فرقه‌ای شناخته می‌شد.

 

یکی از راه‌های تسلط استکبار جهانی در حکومت‌های اسلامی ابزاری کردن دین با تشکیل فرق انحرافی می‌باشد، شهید مطهری علت اساسی انحراف در دین را «ابزاری شدن آن» [۱] می‌داند.

نطفه ابزاری شدن دین با تولد نهضت آزادی در دهه چهل به وجود آمد تا انقلاب مردمی ایران به نتیجه نرسد و در صورت تحقق انقلاب شاهد تولد اسلام آمریکایی باشیم و همچنان استکبار جهانی با تفکرات مورد نظر خود از راه دور به انحراف اعتقادی خود ادامه دهد و این امر با ابتکار عناصری همچون مهدی بازرگان تحقق یافت.

با پیروزی انقلاب مردمی ایران و روشن شدن تفکرات انحرافی نهضت آزادی در ابزاری کردن دین، امام خمینی (ره) طی بیانیه‌ای ماهیت اصلی نهضت به اصطلاح آزادی را نمایان کرد «در مورد موضوع نهضت به اصطلاح آزادی مسائل فراوانی است که بررسی آن محتاج به وقت زیاد است. آنچه باید اجمالاً گفت آن است که پرونده این نهضت و همین طور عملکرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت می‌دهد که نهضت به اصطلاح آزادی طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکا است و در این باره از هیچ کوششی فرو گذار نکرده است …، به حسب امور بسیار دیگر، نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانون‌گذاری یا قضائی را ندارد و ضرر آن‌ها به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی‌مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویلهای جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند از ضرر گروهک‌های دیگر … بالاتر است» [۲]

مجاهدین خلق اولین فرزند نامشروع نهضت آزادی

بعد از تولد نهضت آزادی و گسترش تفکرات انحرافی آن، به مرور زمان فرزندان نامشروعی از این تفکر انحرافی به وجود آمد. اولین فرزند نامشروع نهضت آزادی را می‌توان مجاهدین خلق نامید، به نحوی که مهندس بازرگان بعدها در تایید این موضوع نوشت «مجاهدین خلق! شما فرزندان نهضت آزادی هستید، در سال ۱۳۴۳ (۱۳۴۴) که در زندان بودیم به دنیا آمدید و راه خود را پیش گرفتید بدون آن که از خانه فرار کرده یا اخراج شده باشید، مبانی فکری و تعلیمات اولیه شما را کتاب‌ها و بحث و تحلیل‌ها و تجربیاتی که از نهضت گرفتید تشکیل می‌داد» [۳] آنچه که بعد از انقلاب مردمی ایران از مدارک سازمان‌های اطلاعاتی باقیماند گواه بر این ادعا می‌باشد که مجاهدین خلق قبل و بعد از انقلاب از فرزندان نامشروع نهضت آزادی محسوب می‌شوند «گروه مذکور (سازمان مجاهدین خلق) از متن فعالیت‌های جمعیت به اصطلاح نهضت آزادی در یک مرحله خاص زمانی که فعالیت جمعیت مورد بحث با بن بست و رکود مواجه شده بود خارج گردید و با این شیوه (مبارزه مسلحانه) راه و مسیر جدیدی را پیمود» [۴] این دو فرقه بعد از پیام امام خمینی (ره) و برداشته شدن نقاب آلوده آن‌ها، از جامعه ترد شدند و کار به جای رسید که مجاهدین خلق اولین فرزند نامشروع نهضت آزادی ستون پنجم رژیم بعثی صدام گردید و دستش به خون هزاران شهید هم وطن آلوده شد.

فرقه سیاسی صوفیه دومین فرزند نامشروع نهضت آزادی

فرقه صوفیه گنابادیه تا قبل از قطبیت نورعلی تابنده عضو فعال نهضت آزادی، پوسته به ظاهر عرفانی خود را حفظ کرده بود و در جامعه به عنوان یکی از شاخه‌های تصوف فرقه‌ای شناخته می‌شد. ولی با قطبیت نورعلی تابنده که یکی از اعضای فعال نهضت آزادی محسوب می‌شد این فرقه به ظاهر عرفانی با یک چرخش ۱۸۰ درجه تبدیل به دومین فرزند نامشروع نهضت آزادی شد که با وقفه‌ای طولانی به دنیا آمد.

نورعلی تابنده قطب سیاسی صوفیه یکی از مهرهای مطرح نهضت آزادی بود که در دولت موقت مهندس بازرگان حضور فعالی داشت و بعد از سقوط دولت بازرگان همانند رهبران جبهه مرتد ملی و نهضت آزادی به مخالفت با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

ادعای مضحک فرقه سیاسی صوفیه در تایید سلوک به اصطلاح عرفانی آن‌ها توسط امام خمینی (ره) با قطبیت نورعلی تابنده عضو فعال نهضت آزادی بدون هیچ شک و شبهه‌ای با کلام نورانی امام عشق و عرفان در سال ۱۳۶۶ مشخص می‌شود و ثابت می‌گردد که نورعلی تابنده قطب فعلی صوفیه سیاسی، طبق بیانیه‌ای امام خمینی (ره) در تصوف فرقه‌ای هم جای ندارد چه برسد به تصوف سیاسی «نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی‌اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند می‌گردند، باید با آن‌ها برخورد قاطعانه شود، و نباید رسمیت داشته باشند» [۵]

بدون شک دومین فرزند نامشروع نهضت آزادی فرقه سیاسی صوفیه است، فرقه‌ای که با قطبیت نورعلی تابنده عضو فعال نهضت آزادی و عملکرد صد در صد سیاسی وی در عصر حاضر متولد شد تا جای خالی برادر بزرگتر خود را در داخل زنده نگه دارد و فرقه سیاسی بدلی از فرقه تروریستی مجاهدین خلق باشد.

مرمت خرابه نهضت آزادی توسط فرزندان نامشروع

فرزندان نامشروع نهضت آزادی این روزها بوی دلار سعودی مستشان کرده و به فکر این افتاده‌اند که ویرانه پدری خود را با حمایت تمام قد از یکدیگر مرمت کنند و خشت کج نهضت آزادی، پناگاهی باشد برای فرزندان نامشروع صوفیه سیاسی و مجاهدین خلق، تا چند صباحی به حیات ذلت بار خود ادامه دهند.

آنچه مسلم است، حمایت تمام قد فرقه تروریستی مجاهدین خلق از فرقه سیاسی صوفیه، ریشه در شباهت‌ها و عملکرد اخیر این فرقه سیاسی دارد که در پایان به صورت مختصر به مواردی اشاره خواهیم کرد؛

۱-فرقه تروریستی مجاهدین خلق و فرقه سیاسی صوفیه هر دو از تفکرات انحرافی تهضت آزادی و جبهه مرتد ملی متولد شدند

۲-ابزاری بودن این دو فرقه به خاطر تضعیف اسلام ناب محمدی

۳-تفسیر به رای کردن آیات و روایات

۴-خطر ظاهرساز اسلامی بودن آن‌ها به فرموده امام خمینی

۵-هر دو فرقه امروزه جزو بلندگوهای عوامل بیگانه محسوب می‌شوند

۶-حمایت همه جانبه دشمنان اسلام ناب محمدی از این دو فرقه سیاسی

۷-استفاده ابزاری از زنان

۸-طوق بردیگی بزرگان توسط پیروان این دو فرقه

۹-سیاه نمایی فضای داخلی کشور

۱۰-ایجاد اغتشاش و تشنج در مواقع حساس

منابع:

[۱] اسلام از نگاه شهید مطهری صفحه ۸۳

[۲] صحیفه امام خمینی (ره) جلد ۲۱ صفحه ۴۸۱

[۳] روزنامه میزان، مورخ۱۲ اردیبهشت۱۳۶۰، سر مقاله به قلم بازرگان

[۴] بولتن کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک و شهربانی، سال ۱۳۵۵، آرشیو مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

[۵] روح الله الموسوی الخمینی ۳۰ بهمن ۱۳۶۶

درباره ی admin

همچنین ببینید

سیاست و فرقه صوفیه بکتاشیه

سیاست و فرقه صوفیه بکتاشیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *